ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

362

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

برد . مردم اثارب قلعه را گذاشته بگريختند . روميان چون اثارب را خالى از سكنه يافتند ، اسيران بزاغه را در آنجا جاى دادند و گروهى به نگهبانى از آنان برگماشتند . اسوار نايب حلب سپاهى به اثارب فرستاد و با آن نگهبانان جنگيد و اسيران را برهانيد . اما اتابك عماد الدين زنگى چون از حمص [ 1 ] بيرون آمد به سلميه رفت و سلميه را فتح كرد و از فرات گذشته به رقه رفت و از پى روميان روان شد و راه آذوقه بر آنان ببست . روميان آهنگ قلعهء شيزر نمودند . اين قلعه در دست امير سلطان بن على بن مقلد بن نصر بن منقذ الكنانى بود . روميان شيزر را محاصره كردند و منجنيقها نصب نمودند . صاحب شيزر از اتابك زنگى يارى خواست . اتابك برفت و بر نهر عاصى ميان شيزر و حماة فرود آمد و روزها گروههايى از لشكر مىفرستاد ، اينان مىرفتند و بر روميان دستبردى زده باز مىگشتند . سپس نزد روميان كس فرستاد و آنان را به نبرد در سرزمينى گشاده دعوت كرد . روميان اين دعوت را نپذيرفتند . سپس دست به كار فتنه‌انگيزى ميان روميان و فرنگان شد و آن دو فرقه يكى را از ديگرى به وحشت افگند . چنان كه پادشاه روم در ماه رمضان آن سال پس از چهل روز محاصرهء شيزر از آنجا برفت . اتابك از پى ايشان تاخت آورد و خلق كثيرى را بكشت و اموالشان را تاراج نمود . اتابك زنگى ، قاضى كمال الدين ابو الفضل محمد بن عبد اللّه بن القاسم شهرزورى را نزد سلطان مسعود سلجوقى فرستاد و از او براى دفع روميان يارى خواست و گفت بيم آن است كه بر حلب استيلا يابند ، آنگاه از فرات به سوى بغداد سرازير شوند . قاضى كمال الدين كسانى را در جامع قصر نهاد كه فرياد كنند و از مسلمانان يارى طلبند . خطيب نيز بر فراز منبر چنين كرد . در جامع سلطان نيز چنين كردند و مردم بانگ به گريه و شيون برداشتند و عوام از هر سو به جنبش آمدند و در آن حالت بر در سراى سلطان گرد آمدند . چون فريادها به گريه بلند شد و از هر سو نداى دادخواهى سر دادند سلطان مسعود سخت بترسيد و فرمان داد قاضى كمال الدين را حاضر آوردند . قاضى از كارى كه كرده بود سخت بترسيد . سپس سلطان فرمان بسيج لشكر داد . در اين حال نامه‌اى از اتابك زنگى برسيد حاكى از آنكه پادشاه روم لشكر از آنجا برده است . قاضى نيز اين خبر به سلطان داد . سلطان گفت لشكر بسيج شده و بايد به شام رود و پس از جهد و بذل خدمتى عظيم به او و اصحابش لشكر را باز گردانيد . استيلاى اتابك زنگى بر بعلبك چون در شوال سال 533 شهاب الدين محمود بن بورى صاحب دمشق - چنان كه در در اخبار ايشان گفتيم - كشته شد ، مادرش زمرد خاتون زوجهء اتابك زنگى بود . در اين هنگام

--> [ ( 1 ) ] متن : حصن الاثارب .